آسمونی
 

خدا کنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه

يه بی وفا مثل خودت ريشه هاتو بخشکونه

يکی باشه که هر نفس آتيش به جونت بزنه

بهت خيانت بکنه زخم زبونت بزنه

کاشکی اونم بدونه که خوبی بهت نيومده

اين همه خوبی آخرش چی به سر من اومده

پشت سرت هر جا بری نفرين من به راهته

به اون چش در به درت به اون دل سياهته

همين قدم که خواستمت از سرتم زياديه

فکر نکنی تو قلب من يه لحظه از تو ياديه

خيال نکن به يادتم بدون که مردی تو دلم

خودت می دونی جای عشق نفرتو کاشتی تو دلم

واسه هميشه از دلم می زارمت کنار

تموم بی وفاييات از تو بمونه يادگار

حالا که می ری نظرت پشت سرت راهم بدی

ببين که تنها نمی شم تنها تو باختی نازنين

الهی هر که رسيد پا روی قلبت بزاره

هر چی که با من می کنی يه روز به روزت بياره

آهای رفيق نيمه راه آی تو که تنهام می زاری

فقط يه نفرين می کنم تو اوج غربت بمیری

?نوشته:جمال | در پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳۸٥ | پيام هاي ديگران ()