آسمونی
 

آخر بازی رسيده می خوام بگم بازنده ای

الهی خوبی نبينی تا هر زمون که زنده ای

 

عشقت برای من نبود اينو چشات داره می گه

وقتی دلت خونه شده واسه هزار نفر ديگه!

 

نه اهل التماسمُ نه اشکُ نه گلايه ای

تو اين شبای بيخودی برام مثل يه سايه ای

 

نه ديگه من به يادتم نه حتی تو خيالمی

نه حتی مثل قديما واسه؛ پريدن بالمی

 

ديگه نمی خوامت بدون برام آخه تموم شدی

نفرين به تو! فقط به تو! به تو که آرزوم شدی

?نوشته:جمال | در پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٥ | پيام هاي ديگران ()