آسمونی
 

خوبی ديگه تموم شده منم مثل خودت بدم

منم می خوام دروغ بگم منم دو رنگی بلدم

کاری به کارت ندارم قصه من گلايه نيست

تنه به تو نمی زنم تنه به ماجرا زدم

خوب می دونم که اين روزا يکی ديگه کنارته

مبارکه هم واسه تو هم واسه اون که يارته

بيا و خاطراتتو بردار و از اينجا ببر

من يادگاری نمی خوام نگو که يادگارته

دستتو خوندم عزيزم بازی ديگه تموم شده

 برو که بی تو پر زذن اين روزا آرزوم شده

می خوام مثل گذشته ها مهرمو پنهون کنم

حس می کنم که عاطفم به پای تو حروم شده

?نوشته:جمال | در دوشنبه ۱٩ تیر ۱۳۸٥ | پيام هاي ديگران ()