آسمونی
 

درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نکن ‏وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت ‏به ديگري فکر ميکني قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست ‏نده,شايد هيچوقت کسي رو به اون اندازه دوست نداشت

 هيچ مي داني که رفتي من چه حالي داشتـــــم دور خود مي گشتم و با خود جدالي داشتـــم لحظه ها زل مي زدم برقاب عکس خاطــــرات لحظه ها رد مي شد ومن عشق خيالي داشتم لحظه ها رد مي شد و رد مي شدي ازپيش من پيش چشمم چشمه ي آب زلا لي داشتــــم

سکوتم را به باران هديه کردم , تمام زندگي را گريه کردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

?نوشته:جمال | در یکشنبه ۱ امرداد ۱۳۸٥ | پيام هاي ديگران ()