آسمونی
 

ديگر اگر يارم شوي ، شمع شب تارم شوي ، شادان ز ديدارم شوي
ديگر نمي خواهم تو را

گر بازگردي از سفر ، آواز خواني هر گذر ، شب را نخوابي تا سحر
ديگر نمي خواهم تو را

گر محرم رازم شوي ، شكسته چون سازم شوي ، تنها گل نازم شوي
ديگر نمي خواهم تو را

گر بازگردي از خطا ، دنبالم آئي هر كجا ، اي سنگدل ، اي بي وفا

ديگر نمي خواهم تو را

?نوشته:جمال | در دوشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٥ | پيام هاي ديگران ()