آسمونی
 

غروب شد.خورشيد رفت.آفتابگردان به دنبال خورشيد می گشت. ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پايين انداخت... گل ها هرگز خيانت نميکنند

روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو

دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو

 روزي که دلت به ديگري مايل شد

 کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو

?نوشته:جمال | در شنبه ٧ امرداد ۱۳۸٥ | پيام هاي ديگران ()