آسمونی
 

تو اگر می دانستی

چه زخمی دارد.

که چه دردی دارد.

خنجر از دست عزيزان خوردن

از من خسته نمی پرسيدی

ای دوست تو چرا تنهايی ...

 

?نوشته:جمال | در جمعه ۱٩ اسفند ۱۳۸٤ | پيام هاي ديگران ()