ولی یک چیز را خوب می دانم:

صد بار ببستم و شکستم توبه

فریاد کند همی ز دستم توبه

دیروز به توبه ای شکستم ساغر

امروز به ساغری شکستم توبه

*

الهی چون حاضری چه جویم و چون ناظری چه گویم.

الهی تو بساز که دیگران ندانند و تو نواز که دیگران نتوانند.

الهی دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

الهی مگو چه آورده ای که از درویشانم و مپرس چه کرده ای که از رسوایانم.

الهی اگر چه طاعت بسی ندارم، در دو جهان جز تو کسی ندارم.


الهی اگرچه گناه من از افزون است اما عفو تو از حد بیرون است.

الهی نه کلید دارم که در بگشایم، و نه کرم دارم که بر خود ببخشایم.


الهی اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتارم.

الهی نوازنده غریبان تویی و من غریبم، دردم را دوا کن که تویی طبیبم.

الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز فضل تو پناهم نیست.

الهی به حرمت آن نام که تو آنی و به حرمت آن صفات که چنانی، به فریادم برس که میتوانی.

الهی اگر کار به گفتار است، بر سر همه تاجم، و اگر به کردار است به موری محتاجم.

الهی اگر گُلم و یا خارم از آنِ بوستانِ یارم.


الهی شکرت که توشه ای جز توکل ندارم.


الهی چون توانستم ندانستم و چون که دانستم نتوانستم.

الهی دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده که در چاه نیفتیم.

الهی خفتگان را نعمتِ بیداری ده و بیداران را توفیق شب زنده داری و گریه و زاری.

الهی کامم را به حلاوتِ تلاوتِ کلامت، شیرین بدار.

الهی مرا آن ده که مرا آن به.

/ 0 نظر / 2 بازدید